تبلیغات
بومی ماندن و جهانی شدن

بومی ماندن و جهانی شدن
تفکر برای تفکر 
قالب وبلاگ
نویسندگان
استخاره با قران
استخاره آنلاین با قرآن کریم

قال روزانه
فال امروز


 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

نماز نور چشم من است.

                                                 پیامبر اکرم(ص)

 

 

 

ای یاد تو مهد الفبای من                                   حیرت تو حسرت انشای من

ای جانم من با الف و لام تو                               فطرت من آب و گل نام تو

شکر نامحصور و حمد نامحدود حضرت واجب الوجود، که زیور عقل را در پیرایه وجود انسان نهاد تا بوسیله ی آن، در کسب اخلاق حمیده و اوصاف جمیله نهایت خود را مبذول بدارد و صلواتی نامحدود نثار روضه معطر سید الشهدا و سبک روحان عاشق آن شهیدان خدایی علیه «اکمُل التهیات» که حُب جاه و مال و اکتساب شهوات و التفات به لذات عالم سفلی دست کشیدند  روی در عالم قُدس نهادند

    سلام بر گلویی که بوسه گاه پیغمبر امین و پاک، تنها« طراز از لولاک لما خلقت الافلاک » بود. و حسینی که پیکر تابناک خود را سپر قد قامت نماز کرد تا معروف را از منکر مبرا سازد همان حسینی که چو شمع بود و هفتاد دو پروانه برگرد او بودند و شبهای محرم را در کربلا با نماز و قرآن و امر به معروف و نهی از منکر شب زنده داری کردند و این سه رُکن را سبب سعادت دنیا و نجات عُقبی برای « ان الانسان لفی خُسر» می دانستند. و اکنون که قرن شکلک چهره از مدار ماه گذشته است و اهالی این تنها کره زمین از قرار مهر دور شده اند! بی آنکه ثانیه ای در فکر همین غروب نزدیک بیفتند که شاید خورشید یخ ببندد و در فکر روزی باشند که به خاطره های خود فحش بدهند! بی آنکه بدانند آیا پایان غروب طلوعی دیگر خواهد بود؟

      و من در کوچه پس کوچه های نثرم نبض سرگردان احساس را جستجو می کنم، برای تبری که بشکنم چوبدست «آذر بت تراش» را، فراسوی چشمانم خواب خدایی زمینیانی است از این دست، نوجوانانی چون علی اکبر که در شور و حال محرم ایستاده اند، بر خاکستر چوب دست آذر، رو به آسمان پر از پولک آنها من هستم و چقدر دلم می خواست های گریه! و می دانم که اشک های من رودی نخواهد شد که تشنه ای را سیراب کنند،ولی همین را می دانم که آب ها و اشک گریه های محرم حسین(ع) را می فهمند و اکنون قرن هاست که بر زبان سرزمین پدری اش زمزمه می شود و بر لبان علقمه جاری است.

       نامش را کنار واژه هایم می نشانم که آنرا عصایی کنم تنها برخیزم رو به این وسعت بی واژه که همواره چراغی است برای چاله های خیابان زندگیم وقتی به محرم فکر می کنم زانوی التماس سکینه در دامن بعض های بی قرار ذوالجناح را به یاد می آورم، و شیهه ی حزین اسبی بی سوار که دل آل فاطمه را می لرزاند! خوب می فهمم سجده های سّجاد (ع) به سجاده را که، پیکر پاره پاره علی اکبر و سر بی تن پدرش را به زینب (س) نماز می کرد با خود می گویم آری می شود از سایه ی گمشده ی شهیدان پیکر تماشا ساخت.

  در جزیره ی مجنون فکرم آواز لیلایی شان را در لابه لای لاله ای سرخ گوش داد: همین درخت کنار خانه ی مان که زیر سورت سرمای سرد زمستان انگشتان هر شاخه اش را سوی آسمان آبی کرده است و گویی از خدا دوباره برگ می خواهدف شاید به نماز ایستاده است شاید هم می خواهد از شدت باد آرام بگیرد، آری ...

« الا بذکرالله تطمئن القلوب».

       این روزها هر روز عشق گفتن خدایم مرا رأس ساعت سپیده دم بیدار می کند و به باغچه ی فطرت می روم و کنار علف های آفرینش آواز چکاوکی را در باغچه همراهی می کنم کنار حوضچه می روم که آبش شرمنده ی فرزند « اشهد ان علیاً ولی الله» و چه خوش گفت آن زاهد شیر مرد که آیا رواست شب تا سحر مور و ملخ، درخت و باد، آب و پرنده در تسبیح خدای باشند و من خموش و خفته باشم. و این همان فرق حُر و سلیمان ابن صُرد و عُمر سعد و سنان ابن انس و شمر ابن ذوالجوشن است: و اینکه حسین (ع) بن علی در محرم چا یافت که یزدان از دم صبح ازل تا آخر شام ابد از آن محروم شدند. و شهیدان این کبوتران خونین پر آنرا یافتند و برای اقامه آن قیام کردند. آری همه از سودای نماز بود، سودایی که مردان خدا را مجنون کند و کشتیشان را در امواج قلزُم کند تا روزی که چنان دریایی بی پایان شود بی آب چون هامون و اینک بی تو صده آه برآید، بی تو صد بانگ درآید، چه کنم که آهوی جانم سر سودای تو دارد.!

       و برای همین است که یزید زمان در جنگ است و قلم من همان شمشیر و تفنگ است قلمی که روی خط انقلاب بر صفحه ی زمان به قدمت تاریخ و به وسعت جغرافیای اسلام می نویسد،  بهمن خمینی (ره) تجلی محرم حسینی (ع).

     ما یادگار عصمت غمگین اعصاریم، ما راویان قصه های شیرین و شاد قرآن و نمازیم وپاسدار خون گرم شهیدان در برابر نیرنگ سرد دشمنان هستیم و خواهیم بود.

 

«برگ درختان سبز در نظر هوشیار                

 هر ورقش دفتری از معرفت کردکار»   سعدی

                                                                                                                                        

 

                                  


[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 09:03 ب.ظ ] [ حسین کمری ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


من معلم اولین دبستان میخیم کودک دروازه های تاریخیم
نام من حسین کمری است معلمی از دیار داغها و باغها . من در یکی از روزهای خداحافظی بهار و در استانه ظهر های گرم تابستان 1360 که سایه ها می دانستند چه تابستانیست در روستای سرسبز چمن گلین به دنیا امدم .دوران دبستان را در میان کوچه باغهای زیبای روستا گذرانده و جهت ادامه تحصیلات در دوره راهنمایی به علت نبودن مدریه راهنمایی در روستاهای همجوار به شهرستان سرپل زهاب عزیمت نموده و دوران راهنمایی و دبیرستان را در این شهر طی نموده و سپس در کنکور سراسری در رشته تربیت معلم اموزش ابتدایی قبول شدم بعد از اتمام مقطع کاردانی در همان سال بخاطر علاقه ام به زبان و ادبیات فارسی کنکور سراسری شرکت کردم و کارشناسی زبان وادبیات فارسی محض قبول شدم و بعد از اتمام دوره کارشناسی ام در مقطع فوق لیسانس دانشگاه ملی ( پیام نور ) به دلیل علاقه ام به مباحث زبان شناسی در رشته زبان سناسی اموزشی (اموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان ) قبول شدم و ادامه تحصیل داده و هم اکنون مشغول نوشتن دفاعیه ی پایان نامه ام تحت عنوان ( اموزش زبان فارسی به کرد زیانان ) هستم .
در دوران تدریسم در آموزش و پرورش به خاطر علاقه ام بارها در مسابقات علمی تخصصی . فرهنگی و ادبی و همچنین جشواره های الگوهای برتر تدریس شرکت و حضور فعال داشته ام و حاصل تجربیاتم را در نشریات مختلف ب به چاپ رساندم و به مدت 7 سال نیز از سوی همکاران فهیم و بزرگوار شهرستان سرپل زهاب به عنوان سرگروه اموزشی انتخاب شده ام و سعی نموده ام زکات علمم را در این جلسات بپردازم . و هم اکنون بعنوان مدرس شهرستان سرپل زهاب و دیگر شهرستانهای استان در کلاسهای ضمن خدمت و همچنین تدریس در مدارس ابتدایی شهرستان سرپل زهاب مشغول فعالیت هستم
و تعدادی از عناوین و مقامهایی که حاصل مطالعات و تحقیقات .تجربیات و تحصیلاتم می باشد به شرح زیر است:
1- نفر برگزیده تجارب موفق معلمان سراسر کشور در سال 81
2- نفر برگزیده مسابقات علمی تخصصی معلمان تربیت بدنی در مرحله ی کشوری سال 87
3- بیش از 5 بار کسب عنوان برتر جشنواره های تدریس مناسب در سطح استان و کشور در رشته های مختلف چند پایه و تک پایه و بیش از10 بار عنوان اول شهرستان سرپل زهاب
4- سرمربی مسابقات تیم جودوی استان کرمانشاه در 26 دوره المپیاد سراسر کشور در شهر ارومیه و بیست و هفتمین دوره المپیاد سراسر کشور در زنجان و همچنین سرپرست اولین المپیک دانش اموزان سراسر کشور در استان کرمانشاه
5- بیش از نوزده سال سابقه ورزش های رزمی و مسئول انجمن جودوی اموزشگاهای شهرستان سرپل ذهاب
6- مسئول انجمن ادبی ( سهراب سپهری ) شهرستان سرپل ذهاب زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی
7- داور جشنواره الگوهای برتر تدریس استان کرمانشاه ( مرحله ی قطبی سال 89)
8- داور مسابقات علوم ازمایشگاهی استان کرمانشاه (مرحله ی قطبی سالهای 87 و 88 و 89 )
9- دارنده کمربند دان 2 مشکی هنر رزمی جودو و قهرمان جودوی لیگهای چهار منطقه ی کشور در سال 80و بیش از ده سال مربیگری باشگاه جودو شهرستان سرپل زهاب
10 - نویسنده دو کتاب در دست چاپ مجموعه شعر فارسی تحت عنوان ( از گریه های تمدن ) و مجموعه شعر کردی کلهری ( له پرزه ی واران )
11- تالیف بیش از 30 مقاله ی علمی اموزشی و ادبی در نشریات و مجلات با تایید کمیسیون تالیفات استان
و ....

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تبادل لینک

خرید بک لینک